غریب آشنا
تا بال نداشتم قفس تنگ نبود
۲۲ خرداد روز جمعه با کمال افتخار رفتیم یک رای شیرین دادیم اونم به آقای دکتر محمود احمدی نژاد.روزهای تبلیغات که برای من روزهای خنده داری بودچون من مطمئن بودم آقای احمدی نژاد باز هم رئیس جمهور میشن به خصوص تبلیغات آقای موسوی و به خصوص کارهایی که طرفدارانش انجام می دادن یا حرفهایی که میزدن این انتخابات اول از همه مهر تاییدی بود بر اینکه ایرانیها بسیار با شعور هستن و تحت تاثیر احدی قرار نمی گیرن بعد هم به خود من ثابت کرد که بعضی از کسانی که میان اینجا و خودشونو دوست معرفی میکنن نه تنها دوست نیستن بلکه از کمترین شعور اجتماعی هم برخوردار نیستن خانومی که خودشو خیلی با فرهنگ معرفی میکرد وقتی فهمید من میخوام به آقای احمدی نژاد رای بدم اومد اینجا نوشت:به کوری چشم حسودان به موسوی رای میدیم یعنی این خانوم هنوز متوجه نیست هر کسی که رئیس جمهور بشه اگه خوب باشه به نفع تک تک مردمه اگه هم بد باشه باز تک تک مردم ضرر میبینن واقعا که خنده داره برای این خانوم و تک تک آدمایی که جمعه رفتن و برای خودشون رای دادن نه برای صلاح کل جامعه متاسفم و ان شا الله که خداوند قلبهای ما رو به نور هدایت روشن کنه.و در آخر این پیروزی بزرگ رو به همه ایرانیان به خصوص حامیان آقای دکتر تبریک میگم و از همشون متشکرم ۲۴ خرداد امروز روز مادر هست این روز رو به تمام مادران به خصوص مادر خودم تبریک میگم هرچند که اصلا بچه خوبی براش نیستم اما واقعا دوسش دارم فقط بعضی وقتها نمی دونم چرا کاری میکنم که واقعا بهش اعتقاد ندارم به هر حال من همیشه شرمندم خداحافظ من تصمیم گرفتم یه مدت آپ نکنم شاید وقتی برگشتم همین بلاگو ادامه بدم شاید هم یکی دیگه ساختم اما حتما برمیگردم و با تک تک دوستانم بازم دور هم جمع میشیم من آپ جدیدمو وقتی میزارم که تهران باشم اینو به خودم قول میدم من و زندگی و برنامه ها سلام از تقریبا ۲۰ تیر میرم سر کار.خیلی خوشحالم.فقط هم لطف خدا بود و دعای دوستام.مرسی هم از خدا هم از دوستان در مورد درس هم قرار شد یک سال دیگه صبر کنم تا هم من خودمو حمع و جور کنم هم البته میدونم خیلی زود خبرشو دادم آخه خیلی ذوق زده هستم از همه دوستانی که اهل کتاب خوندن هستن خواهش میکنم به من کتابهای خوب رو معرفی کنن. من به تاریخ-عرفان-فلسفه-روانشناسی-شعر-داستان بسیار بسیار علاقه مندم. خیلی از دوستام گفتن من از خودم هم بنویسم و میگم چشم.من تا ۲۰ تیر که به یه شرایط ثابت رسیدم روزنوشتهام شروع میشه. اصولا آدمی هستم که زیاد اهل درد دل کردن و در میون گذاشتن حرفهام با کسی نیستم. این خصلت هم از غرور نیست بلکه نتیجه نداشتن هم فکر و همدم و همدل در طول دوران زندگیه. هرچند که رفیق بی کلک مادر است اما بین آدم و مادر یه مرزهایی هست شاید هم یه حیایی و البته در این بین کم رویی هم دخیله. ضمن اینکه یه اخلاق سگی هم دارم و اون اینه که اگه حرفی بزنم و ببینم طرف مقابل اصلا گزینه مناسبی برای هم صحبتی نبوده تا سر حد قتل خودم از خودم بیزار میشم کله من هم که این روزها پر از فکر و سبک سنگین کردن مسائلیه که میخوام بهشون فکر نکنم اما نمیشه اوضاع من شبیه به کسیه که میخواد یه گودال پر از کثافت رو تمییز کنه اما میتونه بره جای دیگه و شروع کنه به کلنگ زدن تا چشمه جدیدی پیدا کنه و به اون دلخوش کنه حالا اگه برم سراغ تمییز کردن کثافت شاید تا آخر عمرم اون چیزی نشه که میخوام اگه برم سراغ چشمه شاید یه روز به خودم اومدم دیدم وضعم از زمانی که با اون گودال کثافت سر میکردم بدتر شده از همین الان در کمال سلامت عقلی اعلام میکنم که جناب کروبی را انتخاب نمینمایم.تمام جناب موسوی را هم که نمیشناسم با جناب رضایی هم موافق نیستم این راهم اضافه کنم که هیچ دلیل منطقی و شعوری و عقلی دیگری برای اظهاراتم ندارم خیال متفکران عزیز خواننده(از نوع خوانش وبلاگی)راحت! می شنوم که: چه آزاد قوز آباد چه سراسری تهران آخرش یه مدرک ناب کارشناسی دستتو میگیره که بزار در کوزه آبش را بنوش!!!! و فکر میکنم: سراسری بهتره حد اقل شانس بورسیه شدن رو دارم سو هاضمه: ای خدااااااااااااااااااا آخه دلت میاد من بیچاره اینجوری گیر بیفتم عین مگس در تار ان کبود(عنکبوت!!)و بعد چند سال هم بیفتم بمیرم فاتحه صلوات تمام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آخه نه درکی نه کاری نه عشقی نه حالی نه مالی نه قالی انصاف نیست به خدا
![]()

![]()
.jpg)

![]()
![]()
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام![]()
![]()
![]()
![]()
بتونه کاراش رو رو به راه کنه.قرار گذاشتیم که اول قضیه تحصیل و پول و بورسیه ردیف شه بعد راجع به هر چی خواستیم فکر میکنیم.
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |



